ستاره های اندیشه و خورشید یقین |
مي توان آسان زندگي كرد، مي توان ساعت ها و روزها را ناديده گرفت، مانند يك تماشاچي صحنه هاي پيش چشم و رخدادهاي روزمره را نظاره گر بود و بس. ولي نمي توان كساني را كه به وجود شما به "هستي" شما و به انديشه تان چشم اميد بسته اند، آنان كه نيازمند همراهي شما هستند را ناديده انگاشت. وقتي كه حقيقتِ تلخ واقعيتِ مسائل زندگي را در آيينه ي چشمان آنان مي بينيم و قلعه ي "خود" را به مقصد "ما" ترك مي كنيم.
نسل هاي پي در پي اين اميد را در ديدگان خويش و در دل هايشان ذخيره كرده و چشم از جهان فرو بستند و هنوز اين اميد به آنكه بيايد و زخمِ پيكره ي بشريت را مرهمي نهد در خاطره ي انسان موج مي زند...
پایان...
و سوالی تا همیشه برای پایانی که هر لحظه آغازگر آن است... لحظه ای که می گذرد و باز نمی گردد.
و برایت می نوازند، ترا، تنهایی یا یگانگی ات با هستی را می ستایند... و می بخشند و نوازش می کنند.
اما همچنان پرسان به درون آسمان چشم دوخته ای.
که گاه از این هجوم فنا و تمام شدن چنان می هراسی که به سکوت، پریشان خاطری و هزیان پناه می بری و در همه چیز شک می کنی.
اما شک نکن همه واقعیت دارد و باید آماده ی سفر شوی... برخیز!
انسـان، با تفکر، منطق و توانایی گسستن خویش از قید و بندهای زندگی حیوانی به تکامل و دیگر امتیازات انسانی نائل شده است، هنوز هم تلاش برای آزادی و اختیار مقصد نهایی اوست.
اما میل به وابستگی و نیاز به حمایت و اتکاء نیز به فراخور حال بشر دیگرگون شده و بسط یافته است که البته نقطه مقابل آزادی و استقلال است.
هرچه وسعت آزادی انسان بیشتر بوده، دید و داوری و اندیشه هایش مستقل و جدای از محدودیت ها و ضعف های درون ، و نیز وابستگی و اتکایش به دیگران (اعم از انسان یا مال و مقام و ....) کمتر باشد، در شناخت حقیقت و درک درست مسائل توانایی واقعی کسب می نماید. و همین نیل به حقیقت هدف زندگی بشر بوده است.
در این تکاپوی درک حقیقت، دین نقش بسیار مهمی ایفا نموده و در آزاد نمودن بشر از قید و بندهای پرستش خانواده، سنگ چوب و دیگران و در حمایت و قید و بند خدایان صاحب قدرت و مال نهایت جدیت به خرج داده و اکنون انسانیت در سایه ی این آزادی از قیود توانسته تا حدی راحت تر نفس بکشد. اما نیاز به حمایت و وابستگی بشر نیز در این برنامه ی خدایی ملحوظ بوده و عشق و محبت و صداقت و نیز با توجه به اینکه این که این نیاز فطری بوده و محال است از انسان جدا شود، اتکا به خداوند جایگزین وابستگی های محدود و نا پخته ی پیشین معرفی شده.
شاید بتوان دید افرادی به سادگی این نیاز های استقلال و وابستگی درونی به مراتب عالی تر را نادیده گرفته و زحمت این چالش ها را به خود نمی دهند. ولی بدون شک روح و روان این افراد، در صورت سلامت از رنج و تحمل سختی فراوان، ناراحتی های جسمی، عصبی و روحی بسیاری را در دوری از "منِ عالی تر " تجربه می نماید.
این اصل اساسی دارای دو قسمت می باشد: "لا اله " و "الا الله " که معنی و مفهوم قسمت اول گسستگی از هر چه وابستگی و قید و بند انسان می باشد. و متضمن دعوت و بیان وظیفه ی تلاش برای رهایی و آزادی انسان. و بخش دوم کلمه بیانگر وابستگی و تضمین حمایت بشر از جانب خدای بزرگ و مهربان می باشد. که قابل مقایسه با هیچ وابستگی دیگر نیست.اکنون بهتر است با نگاهی دیگرگون به مفهوم شعار دین اسلام یعنی "لا اله الا الله " این موضوع را بررسی نماییم که اسلام چه مقدار وفادار به این تعالی انسانیت است.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|