تبليغاتX
سوال - ان الانسان لفی خسر
 
ستاره های اندیشه و خورشید یقین
 

به نام خدا

 

سخن از دین و پایبندی به باورها و پیمان های درونی بود. کسانی گفتند ما را همان علم به بودنش و آرمیدن در باغ خلقتش کافی است.

و بسیاری نیز در پی آنچه باید فهم  و درک شده و سوالهای بی جواب می اندیشند…

همه کس طالب یار است چه هشیار و چه مست…

آنچه مهم است همان ضرر نکردن در این معامله است. حال هر چه بهره مندتر بهتر! هر چه لحظات بیشتری را سودمند بگذرانیم و خود مملو از شیرینی و شهد فهم و حقیقت شویم، دست آخر با دست پر تری داستان این جهانی را به پایان میبریم.

به قول مولانا همچون آن دو گونه نِی که در نیزار همراه و کنار هم شب و روز را  و طعم بودن و باد و آب را می چشند و هر کدام  بهره و سود جداگانه ای می برد؛ یکی پر از هیچ و پوچ... هوا و هوس ... مجاز و دروغ... و دیگری لبریز از پسندیده ترین ماده که همان شیرینی است... آری دو همسایه، دو برادر و دو خواهر ... و هر کدام به دنبال چیزی! هر دو ریشه می دوانند و تمنای آفتاب و اکسیژن دارند و برایش تلاش می نمایند.و تا زمان درو و برداشتن قالب ظاهری، نتیجه معلوم نیست.

شما هم موافق هستید؟

  نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 1:18  توسط کیوان  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM