ستاره های اندیشه و خورشید یقین |
ارتباط دین با روانـکاوی و روشنگری:
هر فرد علاقمند مسائل روح و روان آدمی با این سوال مواجه است. که از دیدگاههای مختلف می توان به آن نگریست...
پس از مدتها که روح انسان و اخلاق و وجدان در مقابل تجربیات و دگرگونی های مادی و قابل لمس به فراموشی سپرده شده و هدف علم و یادگیری همان ارتباط با وسایل و امکانات در حال ترقی بشر بود، خلاء بزرگی در درونیات و روان انسانها دیده شد. به خوبی نیاز به توجه به موضوعاتی(روح، وجدان، دین و...) که غیر قابل قبول و فهم تلقی می پنداشتند، درک می شد. روانشناسان بزرگی(مانند فروید) تسلط کامل عقل و ذهن را بر رفتار و کارهای انسان مردود دانسته و عواطف و احساسات مخفی و درونی بسیاری را موثر این ماجرا دانستند.
توجه به روان و روح انسان از دیر باز هدف دینداران و مومنان بوده، ولی اینبار کسانی لزوم دیندار بودن برای توجه به روان و روح بشر را مورد سوال قرار داده و آن را موضوعی فراتر از مسائل مذهبی انگاشتند.
حال این رابطه را چگونه شکل دادند و آیا همسویی و یگانگی هدف میان دو حرکت و توجه به سوی روح(دین و روان کاوی) برقرار بوده و یا رقابت و کشمکش؟
هر دو. در واقع روشنگران بر آنند که کار آنها فراتر از مرز دین و مذهب بوده و بر آن احاطه دارد. و دین آنگاه در این رابطه لحاظ می شود که هدف روشنگری که همان کشف حقیقت و عشق و محبت است را دنبال نماید.
دینداران نیز به نوبه ی خود هدف خود را رسیدن به کمال و تعالی بشر معرفی نموده و عشق و محبت را زمزمه ی همیشگی خویش می دانند.
عقیده ی من به عنوان یک دیندار و طالب روشنگری برتری انسانیت و عشق و محبت بر هر فکر و عقیده ای می باشد. و معتقدم در حقیقت این اصل لازمه ی زندگی و زیست انسان ها با روابط انسانی و اخلاق متعالی می باشد. و بی شک هدف آفریدگار نیز از فرو فرستادن دین و احکام همان رسیدن به این اصل است.
مگر پیامبر عشق و محبت، رسول بزرگوار(ص) نفرموده اند که : إنّی بُعِثتُ لِأتمّمَ مَکارمَ الأخلاقِ
بدانید که من برای به کمال رساندن ارزشهای اخلاقی فرستاده شده ام.
ولی در نهایت اساسی ترین مساله در این رابطه ایمان دینداران به وجود حقیقی موجودی به نام "خدا" است، که بسیاری از مسائل حاد که از دید روشنگران معضل دینداری دیده می شود را آشکار می نماید.
و در این نقطه می شود گفت به یک دوراهی و انتخاب می رسیم! و آزاد هستیم که آن هستی را باور کنیم یا خیر.
این که دین نباید خودکامه بوده و بایستی سعادت و خوشبختی نوع بشر را هدف قراردهد نیز با این فرموده قابل توضیح است: "ایمان دارای ۲ بخش است اول ایمان و اعتقاد به خداوند و دوم محبت و عشق به نوع بشر." این عقیده و تفکر اسلام است و نیاز به تامل دارد.
همچنان ادامه دارد...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|