خوشبختی یعنی پر از لبخند بودن.
خوشبختی همان آسمان آفتابی است که پس از کوچ ابرها، زلال و پاک نمودار می شود.
خداوند چنین میفرماید:
جــاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ. إنَّ الباطِلَ کانَ زَهوقا. حق و راستی
آمد و باطل و نا راستی محو شد. آری که نا راستی و پلیدی
محو شدنی است.
در این آیه اشاره به
آمدنِ حق نموده است که مانند یک موجود و هستی با آن برخورد شده است و به آن فعلِ آمدن نسبت داده شده است در مقابل می فرماید: و باطل ناپدید شد. در اینجا بحث رفتن نبوده و آن هستی و موجودیت برای باطل و ضعف تصور نشده است.
پس می توان از دید خالق هستی راستی و حق را موجود اما باطل را یک سایه و شبح دانست که از نبود حقیقت و راستی تصور می گردد. یعنی هر جا حقیقتی فراموش و گم شود، باطل و خطایی به جایش متصور می شود.
همانگونه که با خاموش کردن چراغ یک اتاق به تاریکی و از روشن نمودن آن چراغ نور و فوتون های آن با هستی خویش تاریکی نیستی خویش را محو می سازند.
پس در جستجوی حقیقت و خوشبختی هرگز نا امید از وجود آن در گستره ی زندگی تان نبوده و فریب سایه ی تاریک لحظات ندیدن خوشبختی های تان را نخورید.
توانایی و اقتدار در ذات شماست و کافی است فرصت و مجال لازم به آن داده شود تا ببینید که چگونه سستی ها و کاستی ها رنگ می بازند.

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 8:6  توسط کیوان
|