تبليغاتX
سوال -
 
ستاره های اندیشه و خورشید یقین
 
آیا ترس از پایان پذیرفتن است که حرف هایمان را گاهی مچاله کرده و به هر سو می اندازد؟

پایان...

و سوالی تا همیشه برای پایانی که هر لحظه آغازگر آن است... لحظه ای که می گذرد و باز نمی گردد.

و برایت می نوازند، ترا، تنهایی یا یگانگی ات با هستی را می ستایند... و می بخشند و نوازش می کنند.

اما همچنان پرسان به درون آسمان چشم دوخته ای.

که گاه از این هجوم فنا و تمام شدن چنان می هراسی که به سکوت، پریشان خاطری و هزیان پناه می بری و در همه چیز شک می کنی.

اما شک نکن همه واقعیت دارد و باید آماده ی سفر شوی... برخیز!

  نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 2:0  توسط کیوان  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM